سیدعباس منصوری

سیدعباس منصوری

عنوان پایان‌نامه

تاثیرات شرایط آمادگی برای انجام تکلیف وماهیت تکلیف : بررسی اجرای تکلیف توسط زبان آموزان انگلیسی به عنوان زبان دوم از منظر رویکردهای روانشناسی زبان و سرمایه گذاری شخصی



    دانشجو سیدعباس منصوری در تاریخ ۲۵ شهریور ۱۴۰۳ ساعت ، به راهنمایی مهناز مصطفائی علائی ، پایان نامه با عنوان "تاثیرات شرایط آمادگی برای انجام تکلیف وماهیت تکلیف : بررسی اجرای تکلیف توسط زبان آموزان انگلیسی به عنوان زبان دوم از منظر رویکردهای روانشناسی زبان و سرمایه گذاری شخصی" را دفاع نموده است.


    رشته تحصیلی
    آموزش زبان انگليسي
    مقطع تحصیلی
    دکتری تخصصی PhD
    تاریخ دفاع
    ۲۵ شهریور ۱۴۰۳
    ساعت دفاع

    چکیده
       تکرار یک تکلیف یک روش آموزشی رایج برای اجرای تکالیف است که شامل درخواست از یادگیرندگان برای چندین بار تکرار یک تکلیف می‌شود. تکرار یک تکلیف می‌تواند به دو صورت عملیاتی شود: با آگاهی یادگیرندگان از عملکردهای بعدی همان تکلیف یا بدون چنین آگاهی. بر این اساس، تمرین تکلیف و تکرار تکلیف دو ساختار متمایز هستند؛ با این حال، تحقیقات قبلی آن‌ها را به‌طور مترادف تفسیر کرده‌اند. مطالعه حاضر، با استفاده از طراحی مختلط همزمان و درون‌ساخت (گنجانده شده)، تأثیرات متفاوت تمرین تکلیف و تکرار تکلیف را بر عملکرد زبان دوم در دو حالت زبانی (شفاهی در مقابل نوشتاری) از دو دیدگاه مختلف روانشناسی زبان و سرمایه گذاری شخصی بررسی کرد. اولی، انجام تکلیف را از نظر معیارهای پیچیدگی نحوی، دقت، پیچیدگی واژگانی و روانی بررسی می‌کند و دومی، انجام تکلیف را از نظر درگیری و باورهای یادگیرندگان مورد بررسی قرار می‌دهد. شرکت‌کنندگان ۱۰۴ زبان‌آموز ایرانی در سطح متوسط بودند که به‌طور تصادفی به چهار گروه تقسیم شدند، هر کدام با شرایط آمادگی متفاوت (تمرین در مقابل تکرار) و نوع حالت زبانی متفاوت (شفاهی در مقابل نوشتاری) . آنها یک تکلیف روایت تک‌گویی مبتنی بر ویدیو را دو بار با فاصله یک هفته‌ای انجام دادند، یا با انتظار برای اجرای بعدی تکلیف قبل از اجرای اول خود (گروه‌های تمرین) یا بدون چنین آگاهی (گروه‌های تکرار) یا به صورت شفاهی یا به صورت کتبی. پس از اجرای دوم، به منظور بررسی باورهای آن‌ها درباره تمرین تکلیف و تکرار تکلیف و همچنین کشف اینکه آیا در طول فاصله بین اجراها فعالیتی مرتبط با تکلیف انجام داده‌اند یا خیر، از شرکت‌کنندگان خواسته شد تا در مصاحبه‌های نیمه‌ساختاریافته شرکت کنند. عملکرد شرکت‌کنندگان از نظر مجموعه‌ای گسترده از معیارهای پیچیدگی نحوی، دقت، پیچیدگی واژگانی و روانی (CALF) و همچنین یک معیار از درگیری رفتاری ارزیابی شد. نتایج این مرحله از ارزیابی عملکرد سپس با استفاده از مجموعه‌ای از تحلیل واریانس مختلط بین و درون (ANOVA) و روش‌های معادلات برآورد عمومی (GEE) مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت. علاوه بر این، داده‌های مصاحبه از طریق تحلیل تماتیک مورد بررسی قرار گرفتند. (TA) یافته‌ها نشان داد که تمرین و تکرار، تأثیرات متفاوتی بر انجام تکلیف داشتند، به طوری که تمرین منجر به بهبود قابل توجهی در پیچیدگی نحوی، دقت، پیچیدگی واژگانی و روانی در اجرای دوم تکلیف شد. علاوه بر این، حالت زبانی نشان داد که تأثیرات مثبت تمرین تکلیف را میانجی‌گری می‌کند، به طوری که در حالی که تمرین منجر به پیشرفت قابل توجهی در CALF عملکرد در هر دو حالت زبانی شد، در حالت نوشتاری مؤثرتر بود. علاوه بر این، تمرین و تکرار تأثیرات متفاوتی بر مشارکت رفتاری شرکت‌کنندگان در دو حالت زبانی داشتند. به عبارت دیگر، تنها شرکت‌کنندگانی که تحت شرایط تمرین تکلیف قرار داشتند و تکلیف را به صورت نوشتاری انجام دادند، به طور رفتاری در این تکلیف درگیر بودند. نتایج سوالات تحقیق کیفی که از طریق مصاحبه‌های نیمه‌ساختاریافته بررسی شده‌اند، نشان داد که تکرار تکلیف باعث نشد که شرکت‌کنندگان در طول یک هفته فاصله بین دو اجرای تکلیف، اقداماتی در رابطه با آن انجام دهند؛ با این حال، شرکت‌کنندگان در شرایط تمرین از این فاصله استفاده کردند تا به عملکرد اولیه خود فکر کنند و تکلیف را تمرین کنند تا اجرای تکراری خود را بهبود بخشند. علاوه بر این، تحلیل داده‌های مصاحبه نشان داد که شرکت‌کنندگان در گروه‌های تمرین بر این باور بودند که این شرایط تأثیرات تسهیل‌کننده‌ای بر تمامی ابعاد عملکردشان از نظر CALF داشته و همچنین به بهبود انگیزه و اعتماد به نفس آن‌ها و کاهش اضطراب در اجرای مکرر کمک کرده است. آنها همچنین بر این باور بودند که عملکرد اولیه در تمرین تکلیف به عنوان فرصتی برای آماده‌سازی صریح خود برای اجرای دوم عمل می‌کند. سرانجام، شرکت‌کنندگان در گروه‌های تکرار بر این باور بودند که هرچند تکرار تکلیف تأثیرات مثبتی بر پیچیدگی واژگانی و روانی آن‌ها داشته است، اما تأثیری بر پیچیدگی نحوی و دقت تولید آن‌ها نداشته است. این شرکت‌کنندگان متوجه شدند که تکرار تکلیف به انگیزه آن‌ها آسیب می‌زند و عملکرد دوم در تکرار را عاملی می‌دانستند که آن‌ها را از اصلاح خودکار اشتباهاتشان محروم می‌کند. نتایج کمی و کیفی با یکدیگر هم‌راستا بودند. با توجه به این نتایج، پیامدهای نظری و آموزشی برای پژوهش در زمینه تکالیف و اجرای تکالیف، از جمله نقش آگاهی یادگیرندگان و شیوه عملکرد آنها در یادگیری و تدریس زبان، مورد بحث قرار می‌گیرد.
    Abstract