مهسا شیبانی
عنوان پایاننامه
صوره الطلاق فی روایتی یومیات امرأة مطلقة الهیفاء بیطار و مریم زن ستمدیده شرقی لأحمد خوشوقتی: دراسة فی ضوء النقد النسوی
- دانشجو
- مهسا شیبانی
- استاد داور
- علی گنجیان خناری
- رشته تحصیلی
- ادبيات عربي
- مقطع تحصیلی
- کارشناسی ارشد
- محل دفاع
- ادبیات فارسی و زبانهای خارجی
- شماره ساختمان محل ارائه
- ۱۷
- نام کلاس محل ارائه
- کلاس ۲۰۶[۲۰۲۰۶]
- شماره کلاس محل ارائه
- ۳۰۶
- تاریخ دفاع
- ۲۹ بهمن ۱۴۰۴
- ساعت دفاع
- ۱۸:۰۰
- چکیده
- چکیده: رمانهای فمینیستی نقش مهمی در تغییرنگرشهای اجتماعی،فرهنگی و حتی سیاسی در سراسر جهان ایفامیکنند. این آثار نه تنها تجربیات زنان را روایت کرده اند، بلکه تأثیرعمیقی بر شکل گیری گفتمان برابری جنسیتی نیزداشته اند. این تحقیق دو رمان از ادبیات ایرانو عرب رابررسی میکند. از سوریه،رمان »خاطرات یک زن مطلقه« نوشته هیفابیطارو از ایران»مریم: زن جوانیکه مظهر زن شرقی ستمدیدهاست«نوشته احمد خوشوقتی را از دریچه نقد فمینیستی بررسی میکنیم.اهمیت این پژوهش در چالش آن، از طریق تحلیل تطبیقی این دو رمان، برای ارائه تصویری از جایگاه زنان پس از طلاق در ادبیات معاصر فارسی و عربی و نشان دادن چگونگی نقش ادبیات در ارزیابی مجدد ارزشها و ساختارهای فرهنگی در باره زنان و طلاق است. نتیجه میگیریم که رمان هیفا بیطار بر به تصویرکشیدن زنان و نهاد خانواده در جهان عرب تمرکز دارد و طلاق را به عنوان عرصه ای بر نقد نظام مردسالاری و بازیابی هویت به تصویر میکشد. به همین ترتیب،آثار احمد خوشوقتی در ادبیات ایران بر تضاد بین سنت و مدرنیته و پیامدهای اجتماعی طلاق متمرکز است. این پژوهش با روش توصیفی –تحلیلی -تطبیقی این دو رمان، تفاوتها و شباهتهای فرهنگی و روایی را آشکار میکندو در نتیجه مطالعات فمینیستی را در ادبیات معاصر ایران و عرب غنی تر می سازد
- Abstract
- Feminist novels play an important role in changing social, cultural, and even political attitudes worldwide. These works not only narrate women’s experiences but also have a profound influence on shaping discourse around gender equality. This research analyzes two novels from Iranian and Arab literature: “Memoirs of a Divorced Woman” from Syria by Hifabiyatar, and “Maryam: The Young Woman Representing Oppressed Eastern Women” from Iran by Ahmad Khoshoghti, through feminist critique. The significance of this study lies in its comparative analysis, offering a picture of women’s status after divorce in contemporary Persian and Arabic literature and demonstrating literature’s role in reevaluating values and cultural structures regarding women and divorce. The findings show that Hifabiyatar’s novel focuses on portraying women and family institutions in the Arab world, viewing divorce as a critique of patriarchy and a means of reclaiming identity. Similarly, Ahmad Khoshoghti’s work emphasizes the conflict between tradition and modernity and the social consequences of divorce in Iran. This descriptive, analytical, and comparative study reveals cultural differences and similarities and enriches feminist literature in contemporary Iran and the Arab world.
