محدثه قدسی

محدثه قدسی

عنوان پایان‌نامه

زبان و جنسیت در رمان "سبایا سنجار" اثر سلیم برکات براساس نظریه سلطه رابین لیکاف



    دانشجو محدثه قدسی در تاریخ ۳۱ شهریور ۱۴۰۴ ساعت ۱۶:۰۰ ، به راهنمایی قادر پریز ، پایان نامه با عنوان "زبان و جنسیت در رمان "سبایا سنجار" اثر سلیم برکات براساس نظریه سلطه رابین لیکاف" را دفاع نموده است.


    دانشجو
    محدثه قدسی
    استاد راهنما
    قادر پریز
    استاد مشاور
    بیژن کرمی میرعزیزی
    رشته تحصیلی
    ادبيات عربي
    مقطع تحصیلی
    کارشناسی ارشد
    محل دفاع
    ادبیات فارسی و زبانهای خارجی
    شماره ساختمان محل ارائه
    ۱۷
    نام کلاس محل ارائه
    کلاس ۱۰۵[۲۰۱۰۵]
    شماره کلاس محل ارائه
    ۲۰۵
    تاریخ دفاع
    ۳۱ شهریور ۱۴۰۴
    ساعت دفاع
    ۱۶:۰۰

    چکیده

      

    پژوهش حاضر با عنوان «زبان و جنسیت در رمان سبایا سنجار اثر سلیم برکات بر اساس نظریه رابین لیکاف» به بررسی یکی از مهم‌ترین پیوندهای میان زبان، هویت و قدرت در ادبیات معاصر عربی می‌پردازد. زبان همواره بازتابی از ساختارهای اجتماعی و فرهنگی است و نمی‌توان آن را جدا از زمینه‌های تاریخی و گفتمانی مورد مطالعه قرار داد. از همین رو، در این تحقیق تلاش شده است تا از طریق چارچوب نظری رابین لیکاف، به تحلیل چگونگی بازنمایی جنسیت در زبان روایی سلیم برکات پرداخته شود. نظریه لیکاف بر این باور است که زبان زنان نه تنها بازتاب موقعیت اجتماعی آنان است، بلکه ابزاری برای مقاومت، ابراز احساسات و بازسازی هویت نیز محسوب می‌شود.

    در این پایان‌نامه، رمان «سبایا سنجار» به‌عنوان متنی چندلایه و استعاری مورد تحلیل قرار گرفته است. این اثر یکی از پیچیده‌ترین و در عین حال تأثیرگذارترین متون روایی سلیم برکات به‌شمار می‌رود که فاجعه ربوده‌شدن زنان ایزدی توسط گروه داعش را دست‌مایه روایت قرار می‌دهد. نویسنده در این اثر از شیوه‌ای مبتنی بر گفت‌وگو و مونولوگ‌های درونی بهره برده است و از خلال زبان، تصویر، و نقاشی، تجربه زنانه‌ای از رنج و اسارت را بازآفرینی می‌کند. درون‌مایه اصلی این رمان، نه صرفاً بازنمایی واقعه‌ای تاریخی، بلکه آشکار ساختن لایه‌های پنهان خشونت، سلطه، و مقاومت در دل زبان است. در این روایت، زنان ایزدی نه فقط شخصیت‌هایی مظلوم، بلکه حاملان صدایی مستقل‌اند که در دل خاموشی تاریخی خود به سخن درمی‌آیند.

    رابین لیکاف در نظریه خود معتقد است که زبان زنان از موقعیت اجتماعی آن‌ها تأثیر می‌پذیرد. به باور او، در جوامع مردسالار، زنان برای آنکه از ستیز مستقیم با قدرت پرهیز کنند، معمولاً از شیوه‌های گفتاری خاصی بهره می‌برند که به‌صورت غیرمستقیم و با لحنی ملایم و مؤدبانه شکل می‌گیرد. در گفتار زنان، نشانه‌هایی مانند تردیدنماها، تشدیدکننده‌ها، واژه‌های رنگی، عبارات احساسی، و پرهیز از قاطعیت زبانی بسیار مشاهده می‌شود. لیکاف زبان زنان را زبانی می‌داند که در عین ضعف ظاهری، حامل قدرت نرم و معنایی است. این زبان در ادبیات می‌تواند به عنوان ابزاری برای اعتراض، مقاومت، و بازسازی هویت زنانه عمل کند.

    سلیم برکات در «سبایا سنجار» از زبان به‌گونه‌ای بهره می‌گیرد که در آن همزمان صداهای متعددی حضور دارند. راوی، که نقاشی است به نام «سارات»، در هر فصل با یکی از زنان ایزدی سخن می‌گوید و در فصول زوج با اعضای گروه داعش وارد گفت‌وگو می‌شود. بدین‌ترتیب، ساختار روایت به‌صورت دو‌صدایی شکل گرفته است: از یک‌سو صدای زنان قربانی که با زبان درد، تردید، و امید سخن می‌گویند، و از سوی دیگر صدای مردان داعشی که زبانشان مملو از خشونت، یقین و سلطه است. این تقابل زبانی، ساختار کلی رمان را شکل می‌دهد و از خلال آن، نویسنده موفق می‌شود شکاف عمیقی میان دو گفتمان بسازد: گفتمان سلطه و گفتمان مقاومت.

    در تحلیل زبان روایی زنان در این اثر، چند شاخص اصلی بر اساس نظریه لیکاف قابل شناسایی است..

    از سوی دیگر، تحلیل رمان نباید صرفاً به جنسیت محدود شود. برکات در این اثر از عناصر اسطوره‌ای و آیینی بهره می‌گیرد. باور به تناسخ، که یکی از آموزه‌های اصلی ایزدیان است، در ساختار روایت حضوری پررنگ دارد. هر زن ایزدی در تابلو نقاشی سارات به نوعی تولدی دوباره می‌یابد؛ گویی زبان، وسیله‌ای است برای بازآفرینی روح و بازگشت به حیات پس از مرگ. این لایه‌ی هستی‌شناختی، رمان را از سطح یک اثر واقع‌گرا فراتر می‌برد و به متنی فلسفی و چندبعدی بدل می‌سازد.

    نویسنده با تلفیق نقاشی، روایت و باور، نوعی پیوند میان هنر و رنج ایجاد می‌کند. تابلوها در این رمان صرفاً ابزار تزیینی نیستند، بلکه راهی برای تجسم درد جمعی زنان‌اند. هر رنگ، هر خط و هر جمله بازتابی از زخم تاریخی است که بر بدن و زبان زنان نقش بسته است.

    در نقد نهایی می‌توان گفت، با وجود ارزش‌های زبانی و انسانی اثر، سبک نوشتار سلیم برکات گاه بیش از حد شاعرانه و استعاری است. همین زبان پیچیده، هرچند زیبا، موجب می‌شود پیام مقاومت زنانه همیشه به‌وضوح منتقل نشود. در مقایسه با نمونه‌هایی چون خطبه حضرت زینب (س)، که در عین عاطفه، قدرت و استواری دارد، زبان برکات گاه در احساسات غرق می‌شود و از صلابت پیام می‌کاهد.

    با این حال، نوآوری اصلی این پژوهش در ترکیب نظریه‌ی زبان و جنسیت با تحلیل روایی و فرهنگی یک اثر عربی معاصر است. تا پیش از این، نظریه‌ی لیکاف عمدتاً در مطالعات زبان انگلیسی به کار گرفته می‌شد، اما در این تحقیق نشان داده شد که چگونه می‌توان از آن برای تحلیل آثار ادبی جهان عرب استفاده کرد. افزون بر این، توجه به نقش باورهای آیینی ایزدیان و مفهوم تناسخ در ساختار زبانی و روایی اثر، بعدی تازه به مطالعات میان‌رشته‌ای در حوزه زبان، فرهنگ و جنسیت می‌افزاید.

    در نتیجه، می‌توان گفت که زبان در رمان «سبایا سنجار» نه صرفاً ابزار بیان، بلکه میدان نبردی است میان سلطه و رهایی. زنان در این روایت با زبانی سرشار از تردید، لطافت، جزئی‌نگری و احساس، جهان خود را بازمی‌سازند و از خلال همین واژه‌ها، در برابر خاموشی تاریخی مقاومت می‌کنند. در این میان، زبان شاعرانه و چندصدایی سلیم برکات توانسته است تجربه زنانه‌ای را به جهانی مردسالار پیوند دهد و از دل فاجعه، زیبایی و معنا بیافریند.

    Abstract

      

    Abstract

    This study aims to analyze the linguistic structure of Sabaya Sinjar by the Kurdish-Syrian writer Salim Barakat, through the lens of Robin Lakoff’s theory of “Language and Gender”, which highlights gender-based differences in linguistic usage between men and women. The research adopts a descriptive-analytical method, focusing on the novel’s content, particularly the dialogues and linguistic patterns of its various characters.

    The study examines the linguistic features attributed to female characters, such as politeness, mitigation, rhetorical questioning, and the use of color terms, in contrast with masculine linguistic traits like assertiveness and directness. The findings reveal that the language employed in the novel provides a clear representation of gender identity, illustrating the woman’s subordination to cultural and social authority. The female voice is portrayed as linguistically and symbolically constrained within patriarchal discourse.

    Furthermore, the results indicate that language is not a neutral tool but rather an active medium for constructing stereotypical images of both men and women in literary discourse. Although the author is male, his linguistic construction is shaped by prevailing gender norms and socio-cultural structures, which demonstrates the interdependent relationship between language, culture, and gender identity.

    This study contributes to the field of sociolinguistics by emphasizing the importance of gender-based discourse analysis in literary texts, especially in contexts that depict violence, oppression, and social inequality between the sexes.

    Keywords: Literary Discourse; Gender; Language and Gender; Robin Lakoff; Salim Barakat; Sabaya Sinjar; Sociolinguistics; Identity; Cultural Inequality; Women.