نیلوفر چهاری زاده
اولویت بندی راهبرد های بهبود بهره وری انرژی در صنعت سیمان (مورد بررسی: شرکت های منتخب)
- رشته تحصیلی
- مديريت صنعتي-گرايش تحقيق در عمليات
- مقطع تحصیلی
- کارشناسی ارشد
- محل دفاع
- مدیریت و حسابداری
- شماره ساختمان محل ارائه
- ۴۵
- نام کلاس محل ارائه
- کلاس ۱۱۱[۲۴۱۱۱]
- شماره کلاس محل ارائه
- ۲۱۱
- تاریخ دفاع
- ۳۱ شهریور ۱۴۰۴
- ساعت دفاع
- ۱۲:۰۰
- چکیده
-
با توجه به مصرف بالای انرژی و ردپای زیستمحیطی صنعت سیمان، بهرهوری انرژی در این صنعت امری ضروری است. این مطالعه، بیست و نه راهبرد با هدف افزایش بهرهوری انرژی را با استفاده از یک چارچوب تصمیمگیری چندمعیاره دو مرحلهای ارزیابی میکند. در گام نخست، راهبردها و شاخصهای ارزیابی از طریق مرور گسترده ادبیات و مصاحبه با متخصصان صنعت سیمان شناسایی شدند که در مجموع ?? راهبرد و مجموعهای از معیارها در سه بعد اقتصادی، انرژی و زیستمحیطی استخراج گردید.
سپس روش بهترین-بدترین (BWM) برای استخراج اوزان از ارزیابیهای متخصصان به کار گرفته شد، که اهمیت نسبی معیارها از عوامل اقتصادی و شاخصهای انرژی گرفته تا زیستمحیطی را در نظر میگیرد. در پایان، روش VIKOR برای تجمیع دادههای عملکرد و ایجاد یک رتبهبندی سازشیافته استفاده شد. رتبهبندی پایانی نشان میدهد که راهبردهایی مانند کارکرد پیوسته دستگاهها و توقفات کمتر تجهیزات با امتیاز: ۰۳/۰ و در ظرفیت کار کردن دستگاهها با امتیاز: ۰۹/۰ عملکرد بهتری نسبت به سایر گزینهها دارند، در حالی که راهبردهایی مانند انتقال برنامهریزی برخی تعمیرات به زمانهای خاص با امتیاز: ۹۳/۰ رتبه پایینتری دارند. این یافتهها یک برنامه عملیاتی اولویتبندیشده و روشن را پدیدار میسازد که به مدیران صنعتی و سیاستگذاران رهنمودی برای پیشبرد سرمایهگذاریها به سمت اقداماتی که بیشترین بهبود را در عملکرد انرژی ارائه میدهند، فراهم میآورد. چارچوب پیشنهادی نهتنها از شیوههای صنعتی پایدار پشتیبانی میکند، بلکه راه را برای پژوهشهای آینده در زمینه بهینهسازیعملیات در بخش سیمان هموار میکند.
- Abstract
-
با توجه به مصرف بالای انرژی و ردپای زیستمحیطی صنعت سیمان، بهرهوری انرژی در این صنعت امری ضروری است. این مطالعه، بیست و نه راهبرد با هدف افزایش بهرهوری انرژی را با استفاده از یک چارچوب تصمیمگیری چندمعیاره دو مرحلهای ارزیابی میکند. در گام نخست، راهبردها و شاخصهای ارزیابی از طریق مرور گسترده ادبیات و مصاحبه با متخصصان صنعت سیمان شناسایی شدند که در مجموع ?? راهبرد و مجموعهای از معیارها در سه بعد اقتصادی، انرژی و زیستمحیطی استخراج گردید.
سپس روش بهترین-بدترین (BWM) برای استخراج اوزان از ارزیابیهای متخصصان به کار گرفته شد، که اهمیت نسبی معیارها از عوامل اقتصادی و شاخصهای انرژی گرفته تا زیستمحیطی را در نظر میگیرد. در پایان، روش VIKOR برای تجمیع دادههای عملکرد و ایجاد یک رتبهبندی سازشیافته استفاده شد. رتبهبندی پایانی نشان میدهد که راهبردهایی مانند کارکرد پیوسته دستگاهها و توقفات کمتر تجهیزات با امتیاز: ۰۳/۰ و در ظرفیت کار کردن دستگاهها با امتیاز: ۰۹/۰ عملکرد بهتری نسبت به سایر گزینهها دارند، در حالی که راهبردهایی مانند انتقال برنامهریزی برخی تعمیرات به زمانهای خاص با امتیاز: ۹۳/۰ رتبه پایینتری دارند. این یافتهها یک برنامه عملیاتی اولویتبندیشده و روشن را پدیدار میسازد که به مدیران صنعتی و سیاستگذاران رهنمودی برای پیشبرد سرمایهگذاریها به سمت اقداماتی که بیشترین بهبود را در عملکرد انرژی ارائه میدهند، فراهم میآورد. چارچوب پیشنهادی نهتنها از شیوههای صنعتی پایدار پشتیبانی میکند، بلکه راه را برای پژوهشهای آینده در زمینه بهینهسازی عملیات در بخش سیمان هموار میکند.
