حسین سمیعی
مدلی برای استراتژی سازی شهودی
- دانشجو
- حسین سمیعی
- استاد راهنما
- مهدی ابراهیمی
- استاد مشاور
- وحید خاشعی ورنامخواستی, شهرام خلیل نژاد
- استاد داور
- محمدرضا کریمی علویجه, مهدی حقیقی کفاش
- رشته تحصیلی
- مديريت بازرگاني-گرايش مديريت سياستگذاري بازرگاني
- مقطع تحصیلی
- دکتری تخصصی PhD
- ساعت دفاع
- چکیده
-
هدف: محیطهای کسبوکار معاصر، بهویژه صنعت ساختوساز مسکونی، با سطوح بالایی از ابهام، عدمقطعیت و فشار زمانی مواجهاند؛ شرایطی که کارایی رویکردهای صرفاً تحلیلی را در فرآیند استراتژیسازی بهشدت محدود کرده است. در چنین بستری، مدیران ناگزیر به بهرهگیری از ظرفیتهای شناختی جایگزین برای درک سریع موقعیتها هستند. تکیه بر شهود و تفکر کلنگر بهعنوان مکانیزمی مکمل، میتواند به تصمیمگیری سریعتر و اتخاذ استراتژیهای انطباقپذیرتر منجر شود. با توجه به فقدان مدلی نظاممند در این حوزه، هدف اصلی پژوهش حاضر، ارائه مدلی جامع برای استراتژیسازی شهودی در صنعت ساختوساز مسکونی ایران است.
روششناسی: این پژوهش از نوع آمیخته (کیفی–کمی) است. در بخش کیفی، با استفاده از روش نظریه داده بنیاد (رویکرد اشتراوس و کوربین)، با ?? نفر از مدیران ارشد بخش خصوصی (دارای بیش از ?? سال سابقه) مصاحبههای نیمهساختاریافته تا رسیدن به اشباع نظری انجام شد. دادهها طی مراحل سهگانه کدگذاری باز، محوری و انتخابی تحلیل گردیدند. فاز کمی نیز با بهکارگیری روش دلفی فازی و با استفاده از ابزار پرسشنامه و آزمون میانگین انجام شد.
یافتهها: یافتههای بخش کیفی نشان داد که استراتژیسازی شهودی در پاسخ به شرایط علّی نظیر ابهام، فشار زمانی، حجم بالای اطلاعات غیرقابلاعتماد و سایر موارد، فعال میشود. این فرآیند در بستر شرایط اقتصادی، سیاسی، ویژگیهای صنعت ساختمان و سایر موارد شکل گرفته و تحت تأثیر عوامل مداخلهگری همچون تجربه انباشته، ویژگیهای شخصیتی، ترس از شکست و سایر موارد، تعدیل میگردد. مقوله محوری پژوهش «تفکر شهودی» است که با ویژگیهایی نظیر کلنگری، تجربهمحوری، سرعت و تعامل پویا با تحلیل عقلانی تعریف میشود. راهبردهای شناساییشده در راستای تفکر شهودی شامل شناسایی شهودی مسائل راهبردی (معنابخشی)، تشخیص شهودی (تفسیر)، رسیدن شهودی به راهحل (تصویرسازی) و اجرا (اقدام) و کنترل شهودی است. پیامدهای حاصل از بهکارگیری راهبردهای مبتنی بر تفکر شهودی شامل پیامدهای مثبت (سرعت، کشف فرصتهای پنهان و سایر موارد) و منفی (سوگیریهای شناختی، وابستگی به شخص اول و سایر موارد) است. در بخش کمی، نتایج دلفی فازی تمامی مقولههای استخراجشده را تأیید کرد.
نتیجهگیری: نتایج پژوهش تبیین میکند که در صنعت پرنوسان ساختوساز، شهود نه یک جایگزین، بلکه مکملی ضروری برای تحلیل است که شکافهای ناشی از فقدان اطلاعات معتبر را پر میکند. موفقیت در این عرصه مشروط به بهرهگیری از شهود مبتنی بر تجربه و تخصص است؛ زیرا شهود فاقد پشتوانه تجربی، به سوگیریهای شناختی خطرناک منجر میشود. بنابراین، مدیران باید با پذیرش پارادوکس میان منطق و شهود، از رویکردی ترکیبی استفاده کنند تا ضمن بهرهمندی از سرعت شهودی، از طریق ابزارهای تحلیلی از پیامدهای منفی پیشگیری نمایند.
