عنوان پایان‌نامه

کاهش فقر از طریق تامین مالی خرد : مطالعه تطبیقی تجربه بنگلادش ، هند و ایران



    دانشجو در تاریخ ۳۱ شهریور ۱۴۰۴ ساعت ۰۷:۰۰ ، به راهنمایی فرشاد مومنی ، پایان نامه با عنوان "کاهش فقر از طریق تامین مالی خرد : مطالعه تطبیقی تجربه بنگلادش ، هند و ایران" را دفاع نموده است.


    دانشجو
    , سیدداود موسوی
    استاد راهنما
    فرشاد مومنی
    استاد مشاور
    محمدجواد نوراحمدی
    استاد داور
    علی مزیکی
    محل دفاع
    اقتصاد
    شماره ساختمان محل ارائه
    ۵۲
    نام کلاس محل ارائه
    سالن شماره ۶ دفاع[۲۵۶]
    شماره کلاس محل ارائه
    ۱۰۹
    تاریخ دفاع
    ۳۱ شهریور ۱۴۰۴
    ساعت دفاع
    ۰۷:۰۰

    چکیده

    این پژوهش با هدف بررسی تأثیر تأمین مالی خرد بر کاهش فقر، به تحلیل تطبیقی تجربیات سه کشور بنگلادش، هند و ایران می‌پردازد. انتخاب رویکرد تطبیقی از آن‌رو صورت گرفته که تفاوت‌های ساختاری، اقتصادی، اجتماعی و نهادی میان این کشورها، بستر مناسبی برای شناسایی عوامل موفقیت یا ناکامی سیاست‌های تأمین مالی خرد فراهم می‌آورد. روش پژوهش توصیفی-تحلیلی است و از داده‌های کتابخانه‌ای و اسنادی بهره گرفته شده است. در بنگلادش، بانک گرامین با تمرکز بر ارائه وام‌های خرد به زنان، توانسته است به افزایش درآمد خانوار، ارتقای وضعیت معیشتی و توانمندسازی اقتصادی کمک کند. در هند نیز نهادهای خودیاری زنان با پشتیبانی دولت، به گسترش کسب‌وکارهای کوچک و کاهش معنادار فقر، به‌ویژه در مناطق روستایی، انجامیده‌اند. در ایران، علی‌رغم وجود نهادهایی همچون کمیته امداد و صندوق‌های قرض‌الحسنه، نبود سیاست‌های منسجم، پراکندگی نهادی، و فقدان الگوی روشن و بومی، مانع از تحقق اثربخش اهداف تأمین مالی خرد شده است. یافته‌ها تأکید می‌کنند که کارایی این ابزار، صرفاً در ارائه منابع مالی خلاصه نمی‌شود، بلکه نیازمند طراحی نهادی هدفمند، زیرساخت‌های اجرایی مناسب، و هماهنگی با ویژگی‌های بومی است. در نهایت، پژوهش پیشنهاد می‌کند که ایران با بهره‌گیری از تجارب موفق جهانی و تطبیق آن‌ها با شرایط داخلی، نسبت به تدوین سیاست‌هایی جامع و پایدار در حوزه تأمین مالی خرد اقدام کند.

      

    Abstract

    This study aims to examine the impact of microfinance on poverty reduction through a comparative analysis of the experiences of Bangladesh, India, and Iran. The comparative approach is chosen due to the structural, economic, social, and institutional differences among these countries, which provide a valuable context for identifying the success or failure factors of microfinance policies. The research adopts a descriptive-analytical method and relies on library and documentary data. In Bangladesh, the Grameen Bank, by focusing on microloans for women, has contributed significantly to increasing household income, improving living conditions, and promoting economic empowerment. In India, women’s self-help groups, supported by the government, have played an effective role in expanding microenterprises and significantly reducing poverty, especially in rural areas. In contrast, despite the presence of institutions such as the Relief Committee and Qard al-Hasan funds in Iran, the absence of coherent policies, institutional fragmentation, and lack of a clear, localized model have hindered the effectiveness of microfinance programs. The findings emphasize that the efficiency of microfinance depends not merely on providing financial resources but also on the design of targeted institutions, adequate infrastructure, and alignment with local characteristics. Ultimately, the study suggests that Iran should adopt successful global experiences and adapt them to its domestic context to develop a comprehensive and sustainable microfinance policy framework.