دکتر کاشی در چهارمین نشست زیست ارتباطی جهان معاصر تاکید کرد:
رسانه، شرط ظهور مدرنیته
به گزارش روابط عمومی، چهارمین نشست از سلسله نشستهای «زیست ارتباطی جهان معاصر»، با سخنرانی دکتر غلامرضا کاشی، عضو هیئت علمی دانشکده حقوق و علوم سیاسی دانشگاه علامه طباطبائی، به همت معاونت فرهنگی و اجتماعی و با همکاری دانشکده علوم ارتباطات دانشگاه علامه طباطبائی و خانه اندیشمندان علوم انسانی در دانشکده علوم ارتباطات برگزار شد.
دکتر کاشی در این نشست، با تمرکز بر موضوع «رسانه و تکوین اجتماع مدرن»، ادعای کلیدی خود را مبنی بر اینکه رسانههای جهان جدید (از رادیو تا تلویزیون) نه صرفاً محصول مدرنیته، بلکه شرط امکان تحقق آن بودهاند، مطرح کرد. وی تاکید کرد: زیرساخت ادراکی، زبانی و اجتماعی مدرنیته بدون حضور رسانهها قابل شکلگیری نبوده است.
شکستن قلمروهای پیشامدرن
وی تبیین کرد: مدرنیته در فرایند «قلمروزدایی و قلمروزایی» شکل گرفت و جهان پیشامدرن را که بر پایههای مکان مشخص، زمان دایرهای (تکرار شونده و سنتمحور) و آشنایی چهره به چهره استوار بود، از هم گسست. رسانهها با جدا کردن زبان از گفتوگوی مستقیم، آن را به ساختاری عمومی و انتزاعی تبدیل کردند. این «زبان رسانهای شده» امکان فهم و سازماندهی قلمروهای بزرگ شامل زمان خطی، جمع ناآشنایان و مفاهیمی چون «ملت ایران» و «توسعه» را فراهم آورد و ساختار دولت-ملتهای مدرن را بنیان نهاد.
بحران اخلاقی در نظم مدرن و ایدئولوژیها
عضو هیئت علمی دانشکده حقوق و علوم سیاسی دانشگاه علامه طباطبائی با اشاره به اینکه در قرن بیستم، ایدئولوژیها ابزار اصلی ساماندهی جوامع شدند، افزود: این ساختارها، قدرت را در راس و رهبر متمرکز کرده و قاعده جامعه را در ابهام فرو میبردند و امکان بسیج گسترده را فراهم میکردند اما بحران بنیادین این نظم، بحران اخلاق بود؛ اخلاق فضیلتمحور پیشین در دولت-ملتهای بزرگ جای خود را به منطق ماکیاولیستی قدرت داد و سوژههایی وفادار به آرمان اما تهی از اخلاق مدنی ساخت. در نتیجه، سیاست به قلمرو قدرت عریان تبدیل شد و اخلاق به حوزه انتزاعی فردی رانده شد.
تحول بنیادین با ظهور رسانههای جدید
دکتر کاشی گذار کنونی در جهان معاصر را نتیجه تحول تکنولوژی و ظهور رسانههای جدید دانست و اظهار کرد: این رسانهها ساختار سلسله مراتبی سنتی را به چالش کشیدهاند و «ابهام» (که پیشتر قاعده جامعه را میپوشاند) به سمت راس قدرت حرکت کرده است. در این دوران، تصویر بیش از زبان و مفهوم نقشآفرین است و اجتماعات جدید حول تجربه زیستی و تصویر سازمان مییابند. این صورتبندی جدید، تعهد را داوطلبانه کرده و ظرفیت اخلاقی بالاتری دارد، زیرا اخلاق دیگر یک فرمان انتزاعی نیست، بلکه پاسخی به تجربه رنج و همدلی است.
افقهای تازه برای اخلاق و عاملیت
وی در پایان خاطرنشان کرد: اگرچه سیلاب تصاویر، مخاطراتی مانند اشباع عاطفی دارد اما شکسته شدن انحصار بازنمایی، امکان کنش اخلاقی مستقل را فراهم میسازد. تعهدات در اجتماعات جدید الزامآور نیستند، بلکه از دل تجربه وجودی برمیآیند. این گذار ناتمام، فرصتی برای بازاندیشی در سیاست، اخلاق و زیست جمعی است و تقویت آگاهانه این سویه از سوی اهالی رسانه، اندیشه و هنر، میتواند به ظهور اجتماعات سیاسی اخلاقمدارتر، روادارتر و انسانیتر امید ببخشد.

نظر شما :